💎 مسافری در جریان طلایی
🎯 سفرنامه راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی قسمت هشتم

🎯 سفرنامه راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی قسمت هشتم

  • ❤️ از لذت بردن تا ساختن یک سیستم بزرگ

🧘‍♂️ امروز صبح که بیدار شدم، تازه متوجه شدم قبل از اینکه بخواهم درباره راه‌اندازی یک کسب‌وکار بزرگ فکر کنم و وارد عمل شوم، باید یک چیز را بفهمم:

✍️ آیا از انجام دادن آن کار لذت می‌برم؟

👈 و قبل از اینکه بپرسم «چگونه یک کسب‌وکار بزرگ بسازم؟» باید از خودم بپرسم: اصلاً بزرگ از نظر من یعنی چه؟

🚶‍♂️امروز در حالی که در شهر جدیدی که به آن نقل مکان کرده‌ام پیاده‌روی می‌کردم و از همین پیاده‌روی ساده لذت می‌بردم، با یک کسب‌وکار بسیار بزرگ و قدیمی روبه‌رو شدم؛ کسب‌وکاری که بیش از هزار سال قدمت داشت و نسل‌به‌نسل ادامه پیدا کرده بود. اما هرچه بیشتر درباره آن فکر کردم، بیشتر متوجه شدم چیزی که مرا جذب کرده، فقط اندازه و ارزش اقتصادی آن نیست.

  • مدلی است که برای ساختنش استفاده شده

جالب‌ترین بخش ماجرا برای من این بود که این سیستم اقتصادی، از پول‌های بزرگ و سرمایه‌ی یک فرد شروع نشده بود؛ بلکه از پول‌های کوچک مردم شکل گرفته بود؛ پول‌هایی که در قالب‌های مختلف وارد این سیستم شده و در طول زمان سرمایه‌گذاری شده بودند. یعنی سرمایه بزرگ، از کنار هم قرار گرفتن سرمایه‌های کوچک ساخته شده بود.

✍️ اینجا یک سؤال بزرگ برایم شکل گرفت:

  • آیا واقعاً برای ساختن یک کسب‌وکار بزرگ، از ابتدا به پول بزرگ نیاز داریم؟

شاید نه. چیزی که ابتدا لازم داریم، اعتماد مردم و ساختن سیستمی است که بتواند ارزش ایجاد کند و سرمایه‌های کوچک را در مسیر درست به حرکت درآورد.

اما بخش جالب‌تر این بود که این کسب‌وکار فقط از پول مردم استفاده نکرده بود؛ بلکه از باورها و اعتقادات مردم نیز در ساختن و گسترش سیستم خود استفاده کرده بود.

  • وقتی یک کسب‌وکار با چیزی عمیق در ذهن و باور انسان‌ها ارتباط پیدا می‌کند، دیگر فقط یک محصول یا خدمت نیست. به بخشی از فرهنگ و زندگی مردم تبدیل می‌شود، شاید همین‌ نکته تفاوت یک کسب‌وکار معمولی با یک کسب‌وکار ماندگار مشخص شود

👈 کسب‌وکار معمولی مشتری دارد؛ اما یک سیستم ماندگار، جامعه‌ای از انسان‌ها دارد که با آن ارتباط برقرار کرده‌اند. نکته دیگری که برایم بسیار زیبا بود این بود که پشت این مجموعه، نام یک فرد به عنوان «مالک همه‌چیز» قرار نگرفته بود. ساختار آن به شکلی تشکیل شده بود که می‌توانست فراتر از یک انسان ادامه پیدا کند. یعنی انسان‌ها می‌آیند و می‌روند، اما سیستم باقی می‌ماند و شاید این یکی از مهم‌ترین درس‌های امروز من درباره ساختن کسب‌وکار باشد:

  • اگر کسب‌وکاری فقط به یک نفر وابسته باشد، با رفتن آن فرد تمام می شود؛ اما اگر یک سیستم ساخته شود، می‌تواند نسل‌ها ادامه پیدا کند.

اما زیباترین قسمت ماجرا برای من، چیزی بود که با تاریخ آن ساخته بودند:

آن‌ها فقط تاریخ خودشان را حفظ نکرده بودند؛ تاریخ و مسیری را که طی کرده بودند، به یک تجربه تبدیل کرده بودند، مردم از سراسر دنیا می‌آمدند تا آن تاریخ را ببینند، تجربه کنند و داستان این مسیر را بشنوند و همین تاریخ، خودش تبدیل به یک دارایی اقتصادی شده بود؛ دارایی‌ای که سالانه میلیون‌ها نفر را جذب می‌کرد و درآمد قابل توجهی ایجاد می‌کرد.

👈 اینجا بود که یک مفهوم دیگر برایم روشن شد:

  • گاهی بزرگ‌ترین دارایی یک کسب‌وکار، چیزی نیست که امروز می‌فروشد؛ داستانی است که در طول زمان ساخته است.

محصول فروخته می‌شود.

پول خرج می‌شود.

ساختمان‌ها تغییر می‌کنند.

نسل‌ها عوض می‌شوند.

اما اگر داستان، از ارزش و تجربه‌ای واقعی ساخته شده باشد، می‌تواند حتی به یک دارایی مستقل تبدیل شود. امروز وقتی به مسیر کسب‌وکار شخصی خودم نگاه می‌کنم، دیگر فقط به فروش یک محصول یا ارائه یک خدمت فکر نمی‌کنم، دارم به این فکر می‌کنم:

  • 👈 آیا می‌توانم کاری را شروع کنم که از انجام دادنش لذت ببرم؟

  • 👈 آیا می‌توانم برای دیگران ارزش واقعی ایجاد کنم؟

  • 👈 آیا می‌توانم اعتماد بسازم؟

  • 👈 آیا می‌توانم از کوچک شروع کنم؟

  • 👈آیا می‌توانم سرمایه‌های کوچک را به فرصت‌های بزرگ تبدیل کنم؟

  • 👈آیا می‌توانم یک سیستم بسازم که فقط به خودم وابسته نباشد؟

  • 👈آیا می‌توانم در طول مسیر، داستانی بسازم که روزی خودش تبدیل به یک دارایی شود؟

شاید امروز هنوز پاسخ هیچ‌کدام از این سؤال‌ها را نداشته باشم، اما یک چیز را فهمیدم:

  • کسب‌وکار بزرگ الزاماً با یک پول بزرگ، یک ایده عجیب یا یک فرد بزرگ شروع نمی‌شود. بلکه می تواند از یک کار کوچک شروع شود که از انجام دادنش لذت می‌بری

بعد ارزش ایجاد می شود،

اعتمادسازی شکل می گیرد،

تکرار می شود،

سیستم می‌سازد،

آدم‌های بیشتری وارد این سیستم می شوند، و اگر این مسیر سال‌ها ادامه پیدا کند، شاید روزی چیزی ساخته باشی که دیگر متعلق به «تو» نباشد؛ بلکه متعلق به نسل‌های بعدی باشد. امروز من هنوز در ابتدای سفرم، اما شاید معنای «کسب‌وکار بزرگ» برای من از امروز تغییر کرده است:

  • ✍️ بزرگ بودن یعنی چیزی بسازی که ارزشش از خودت بزرگ‌تر شود و بتواند بعد از تو هم ادامه پیدا کند و اکنون ....من از قدم اول لذت می‌برم. 

🎁 تقدیم با عشق، نور و حضور

💎 مسافری در جریان طلایی
🎯 سفرنامه راه اندازی کسب و کار شخصی قسمت ششم

🎯 سفرنامه راه اندازی کسب و کار شخصی قسمت ششم

🎯 چرایی کسب‌وکار شخصی من

  • برای اینکه کسب‌وکار شخصی‌ام را راه‌اندازی کنم، لازم است دقیقاً بدانم چرا می‌خواهم آن را بسازم.

برای من کسب‌وکار فقط ابزاری برای کسب درآمد نیست. با ساختن این کسب‌وکار، سبک زندگی‌ را می سازم که در آن  آرامش و صلح درونی را تجربه می کنم و از چیزهایی که واقعاً دوستشان دارم لذت می برم.

  • شکرگزاری، پیاده‌روی و سفر

می‌خواهم شکرگزاری را زندگی کنم، حرکت کنم، پیاده‌روی کنم، سفر کنم، زیبایی‌های زندگی را ببینم و از موهبت‌هایی که همین امروز در اختیارم هستند لذت ببرم، در مرحله بعد، می‌خواهم با این کسب‌وکار استقلال مالی، زمانی و مکانی را تجربه کنم تا بیشتر باور کنم که هر کاری می تواند پولساز باشد زمانی که آن را عاشقانه و با لذت انجام می دهیم.

✍️ خوشحال و سپاسگزارم شغلی دارم که دوستش دارم و در عین حال، آزادی بیشتری برای انتخاب زمان، مکان و شیوه زندگی‌ام دارم، اما داستان اینجا تمام نمی‌شود.

وقتی در حال تجربه این مسیر لذت بخش هستم، تجربه‌ام را در اختیار دیگران قرار می دهم و به افرادی که دوست دارند مسیر متفاوتی را تجربه کنند کمک می کنم تا با نیروی شکرگزاری، پیاده‌روی و سفر، در کنار داشتن آرامش و صلح درونی، کسب‌وکار شخصی خودشان را با انجام کارهایی که دوست دارند و از انجام آن لذت میبرند راه‌اندازی کنند.

  • می‌خواهم آنها هم بتوانند شغلی را بسازند که دوستش دارند و  استقلال مالی، زمانی و مکانی را تجربه کنند.

💙 چون آگاهم عزت بخشیدن به دیگران، با کمک کردن به آنها برای لذت بردن از روش شخصی زندگی خودشان اتفاق می‌افتد؛ نه با اینکه بخواهم روش زندگی خودم را به آنها بیاموزم. من قرار نیست به دیگران بگویم چگونه زندگی کنند.

🎯 قرار نیست همه شبیه من شکرگزاری کنند، مثل من پیاده‌روی کنند، به همان شکل من سفر کنند یا دقیقاً همان کسب‌وکاری را که من ساخته‌ام بسازند. من تجربه خودم را زندگی می کنم، آن را یاد می گیرم و با صداقت به اشتراک می گذارم و به هر انسانی که علاقه‌مند است کمک می کنم تا روش شخصی خودش برای زندگی و کسب‌وکار را پیدا کند.

  • 💙 یکی از بزرگ‌ترین شکل‌های احترام به یک انسان این است که به او کمک کنیم، خودش را بهتر بشناسد، توانایی‌هایش را ببیند، انتخاب کند و مسیر خودش را بسازد.

کمک کردن ماهی دادن به دیگران نیست؛ کمک میکنم تا یاد بگیرند اقیانوس خودشان را بسازند و ماهی های خودشان را پرورش دهند.

من می‌خواهم کسب‌وکارم چنین نقشی داشته باشد: نه ساختن آدم‌هایی شبیه خودم، بلکه کمک به انسان‌ها برای ساختن نسخه‌ای از زندگی که خودشان دوست دارند. زیرا باور دارم هر انسانی حق دارد روش شخصی خودش را برای زندگی پیدا کند؛ روشی که در آن بتواند آرامش، صلح درونی، عشق، شادی و استقلال مالی، زمانی و مکانی را با شغلی که دوست دارد تجربه کند. 

💙 در نهایت، چیزی که لذت‌بخش و زیباست، دیدن لبخند آدم‌ها و احساس خوشبختی آنهاست. از اینکه انسانی را ببینم که از زندگی خودش لذت می‌برد، خوشحال می‌شوم. حتی اگر روش زندگی او با روش زندگی من متفاوت باشد. حتی اگر انتخاب‌هایش شبیه انتخاب‌های من نباشد و حتی انسان‌هایی که ممکن است از نبودن من احساس خوشبختی کنند. خوشبختی تمام مخلوقات قدرت مطلق جهان هستی را محترم و ارزشمند می دانم؛ چون اگر به آزادی و استقلال انسان‌ها باور داشته باشم، باید آزادی آنها را برای انتخاب مسیر زندگی خودشان بپذیرم، قرار نیست همه مرا دوست داشته باشند، قرار نیست همه با من همراه شوند و قرار نیست حضورم برای همه خوشایند باشد، اما می‌توانم تمام جهان هستی را عاشقانه دوست بدارم و از حضورشان لذت ببرم.

  • اگر بتوانم بدون آسیب رساندن به دیگری، زندگی‌ بسازم که خودم از آن لذت می‌برم و در همین مسیر به انسان‌های دیگر نیز کمک کنم تا زندگی مورد علاقه خودشان را بسازند، برای من ارزشمند است.

✍️ شاید در نهایت، هدف این کسب‌وکار فقط رسیدن به درآمد بیشتر نباشد، شاید هدف عمیق‌تر آن این باشد که: من از ساختن زندگیم و تجربه آن لذت می برم، دیگران از ساختن زندگی خودشان لذت می برند و من از دیدن این لذت و خوشبختی آنها خوشحال و سپاسگزارم.

  • وقتی کسب‌وکار بتواند چنین فضایی ایجاد کند، آن‌وقت برای من فقط یک کسب‌وکار نیست؛ بخشی از روش زندگیم است.

✍️ بنابراین مسیرم دو مرحله دارد:

🎯 مرحله اول: ساختن آرامش و صلح درونی و لذت بردن از شکرگزاری، پیاده‌روی و سفر، ساختن کسب‌وکار و ساختن استقلال مالی، زمانی و مکانی با این کسب‌وکار.

🎯 مرحله دوم: کمک به علاقه مندان، با تجربه شخصی، یادگیری و مستندسازی مسیر، انتقال تجربه و کمک به دیگران برای ساختن کسب‌وکار شخصی خودشان همراه با تجربه آرامش، صلح درونی و استقلال مالی، زمانی و مکانی

✍️ زندگی بخشی از این کسب‌وکار است، ابتدا آنچه را دوست داریم تجربه کنیم، در زندگی می‌سازیم؛ سپس اگر تجربه‌ برای دیگران مفید باشد، آن را با آنها به اشتراک می‌گذاریم و شاید به همین دلیل است که می‌خواهم این سفر را ثبت کنم.

  • «من امتحان کردم، تجربه کردم، یاد گرفتم،لذت بردم و این مسیر را زندگی کردم» تو هم می توانی.

✍️ خدایا شکرت، خوشحال و سپاسگزارم

🎁 تقدیم با عشق، نور و حضور