• ✍️ از فکر تا اولین قدم

برای ساختن یک ساختمان یک‌ طبقه یا حتی ساختمانی هزار طبقه، اولین قدم کشیدن نقشه است. اما قبل از اینکه نقشه‌ای روی کاغذ کشیده شود، تصویری از آن ساختمان در ذهن ما شکل گرفته است؛ اینکه قرار است چه شکلی داشته باشد، چه کاربردی داشته باشد، چند طبقه باشد و مهم‌تر از همه:

  • چرا می‌خواهیم آن را بسازیم؟

برای راه‌اندازی کسب‌وکار شخصیم تصمیم گرفتم از همین نقطه شروع کنم، نه از خرید تجهیزات، نه از اجاره دفتر، نه از طراحی لوگو، نه از تبلیغات. بلکه از خودم.

  • 🎯 چرا می‌خواهم کسب‌وکار شخصی داشته باشم؟

می‌خواستم مسیری را تجربه کنم که در آن بتوانم ساختن یک کسب‌وکار را زندگی کنم و از مسیر لذت ببرم.

می‌خواستم به خودم نشان بدهم که برای شروع کردن، همیشه لازم نیست منتظر فراهم شدن شرایط ایده‌آل بمانم.

می‌خواستم ببینم آیا می‌توانم با همان چیزهایی که امروز در اختیار دارم، قدم اول را بردارم.

و از طرف دیگر، دوست دارم کارآفرینی را تجربه کنم وقتی توانستم، یک الگوی عملی برای کسی باشم که واقعاً می‌خواهد از صفر یا حتی زیر صفر شروع کند، چون من نیز این سفر را با موجودی منفی آغاز کردم، پس این فقط یک داستان درباره کسب درآمد نیست، این داستان، تجربه من از ساختن یک کسب‌وکار در دل زندگی واقعی است.

  • ✍️ چه چیزی در اختیار دارم؟

قبل از شروع، تصمیم گرفتم دارایی‌هایم را ببینم،از خودم پرسیدم:

به چه چیزهایی علاقه دارم؟

چه توانایی‌هایی دارم؟

چه امکاناتی در اختیار من است؟

به شکرگزاری علاقه دارم؛ چون شکرگزاری برایم احساس خوب ایجاد می‌کند، پیاده‌روی را دوست دارم؛ چون حرکت کردن به سلامت و شادابی جسمم کمک می‌کند. به سفر علاقه دارم؛ چون سفر به من کمک می‌کند زیبایی‌ها را ببینم، صداها را بشنوم و از تجربه‌های زندگی لذت ببرم، اما دارایی‌های من فقط علاقه‌هایم نیستند. توانایی دیدن، شنیدن، راه رفتن، استشمام کردن، نفس کشیدن، چشیدن، صحبت کردن، لمس کردن و احساس کردن را دارم، توانایی خواندن، نوشتن و یادگیری را دارم. توانایی عشق ورزیدن را دارم.

  • می‌توانم برای تغذیه سالم جسم و ذهنم تلاش کنم.

  • می‌توانم تفاوت‌ها را بپذیرم و تلاش کنم قضاوت نکنم.

  • می‌توانم برای زندگی در صلح و آرامش قدم بردارم.

در کنار اینها، امکانات و مهارت‌هایی مانند استفاده از اینترنت و گوشی موبایل، رانندگی، عکاسی با گوشی و یادگیری زبان‌های مختلف را نیز دارم.

وقتی همه اینها را کنار هم گذاشتم، متوجه شدم: من از هیچ شروع نمی‌کنم. همین حالا امکانات و توانایی های زیادی در اختیار دارم.

  • ✍️ شروع با هزینه صفر

تصمیم گرفتم کسب‌وکارم را با هزینه صفر شروع کنم. این تصمیم دو دلیل داشت.

  • 👈 اول؛ حذف بهانه‌ها

می‌خواستم مسیری را شروع کنم که در ابتدای آن، تا حد امکان بهانه‌ای نداشته باشم، نگویم:

  • «پول ندارم.»

  • «رابطه ندارم.»

  • «امکانات ندارم.»

می‌خواستم به خودم نشان بدهم که می‌توانم ساختن یک کسب‌وکار را شروع کنم و از مسیر لذت ببرم. دوست داشتم آن را زندگی کنم.

  • 👈 دوم؛ تجربه واقعی کارآفرینی

دوست داشتم کارآفرینی را در عمل تجربه کنم.

دوست داشتم اگر کسی روزی گفت: «من سرمایه ندارم؛ چطور شروع کنم؟» بتوانم به جای ارائه یک نظریه، تجربه واقعیم را با او به اشتراک بگذارم، حتی شرایط من فقط «صفر» نبود. این سفر را با موجودی منفی شروع کردم، قرار است از چنین نقطه‌ای، قدم‌به‌قدم کسب و کارم را بسازم.

  • ✍️ رایگان به معنای بی‌ارزش نیست

اینکه من برای استفاده از بعضی امکانات در نقطه شروع هزینه‌ای پرداخت نکردم، به این معنی نیست که آنها ارزش ندارند. گوشی موبایل، اینترنت، فضای وبلاگ و شبکه‌های اجتماعی، حاصل دانش، سرمایه‌گذاری، تلاش و کار انسان‌های زیادی هستند. ممکن است برای استفاده از یک خدمت رایگان هزینه‌ای پرداخت نکنم، اما آن خدمت همچنان ارزشمند است. بنابراین استفاده من از امکانات رایگان، برایم به معنای بی‌ارزش دانستن آنها نیست. برعکس؛

به معنای دیدن فرصت، استفاده درست و قدرشناسی برای امکاناتی است که در اختیارم قرار گرفته‌اند. حتی می‌توانم از شرکت‌ها و انسان‌هایی که چنین خدماتی را فراهم کرده‌اند، سپاسگزار باشم.

  • ✍️ ابزارهای من برای شروع

در شروع این سفر، امکانات من بسیار ساده بودند، یک گوشی موبایل که در اختیار داشتم.اینترنتی که به‌عنوان هدیه از طرف ایرانسل دریافت کرده بودم؛ ۱۰ گیگابایت اینترنت برای ۱۰ روز و یک وبلاگ رایگان که می‌توانستم در آن بنویسم، مطالب دیگران را بخوانم و از آن به‌عنوان فضایی برای معرفی و ارائه محصول استفاده کنم، بنابراین برای شروع، دفتر کار اجاره نکردم، مغازه‌ای نداشتم، تجهیزات گران‌قیمت نخریدم و با همان چیزی که داشتم شروع کردم:

گوشی موبایل + اینترنت + وبلاگ رایگان + اراده برای ساختن

  • ✍️ قوانین من برای این سفر

اما قبل از شروع، چند قانون برای خودم تعیین کردم، قوانینی که قرار است در طول این مسیر به آنها پایبند باشم.

  • ✍️ قانون اول: سپاسگزاری

قبل از اینکه به چیزهایی که ندارم تمرکز کنم ، داشته‌هایم را مرکز توجه قرار دهم.

  • ✍️ قانون دوم: صداقت و تعهد

با خودم، با مخاطب، با مشتری و با کسانی که در این مسیر همراه من هستند صادق باشم و نسبت به تصمیم‌ها و مسئولیت‌هایم متعهد بمانم، اگر چیزی را نمی‌دانم، بگویم نمی‌دانم، اگر اشتباه کردم، بپذیرم.

  • ✍️ قانون سوم: احترام و تکامل

به خودم، دیگران، مشتریان، زمان و منابع احترام بگذارم و همزمان یاد بگیرم، تجربه کنم، اشتباه کنم، اصلاح کنم و هر روز بهتر شوم.

برای من کسب‌وکار فقط ساختن درآمد نیست؛

ساختن خودم نیز بخشی از این سفر است.

  • ✍️ قانون چهارم: تجسم و خلأ

قبل از ساختن، تصویری از چیزی که می‌خواهم بسازم در ذهن داشته باشم و همزمان برای ورود نعمت های تازه، فضای لازم را ایجاد کنم؛ یعنی بعضی باورها، عادت‌ها و وابستگی‌هایی را که دیگر به کارم نمی‌آیند، شناسایی و رها کنم.

تجسم یعنی دیدن چیزی که می‌خواهم بسازم.

خلأ یعنی آماده کردن فضا برای ساختن آن.

  • ✍️ زمان برداشتن اولین قدم است

اکنون می‌دانم چرا می‌خواهم کسب‌وکار شخصی داشته باشم، علاقه‌مندی‌ها و توانایی‌هایم را شناخته‌ام، امکاناتی را که در اختیار دارم دیده‌ام، تصمیم گرفته‌ام با هزینه صفر شروع کنم و قوانین شخصیم واضح و مشخص است. اکنون یک سؤال مهم باقی می‌ماند:

  • ✍️ از کجا شروع کنم؟

پاسخ به این سؤال قرار است اولین قدم واقعی را مشخص کند، همان‌طور که برای ساختن یک ساختمان، بعد از مشخص شدن چرایی و شناخت زمین و امکانات، نوبت طراحی نقشه می‌رسد، در کسب‌وکار نیز کافی است بدانم: قرار است برای چه کسانی، چه ارزشی خلق کنم؟

بنابراین اولین قدم من نه طراحی لوگو است، نه ساختن سایت و نه تبلیغات،اولین قدم این است که مشخص کنم: مشتری من چه کسی است؟ چه نیازی دارد؟ و من با استفاده از علاقه‌ها، توانایی‌ها و امکاناتی که دارم، چه ارزشی می‌توانم برای او خلق کنم؟ از این به بعد، دیگر قرار نیست فقط درباره کسب‌وکار فکر کنم، قرار است اولین خط نقشه ساختمان کسب‌وکار شخصی‌ام را بکشم و اینجا، شروع سفر واقعیم آغاز می‌شود:

  • افکارم نقشه را تولید کرد، اقدام تجربه می آفریند، یادگیری و اصلاح مسیر ارزش می آفریند و ساخته شدن کسب‌وکار حاصل بهبود های مستمر و کوچک این مسیر است.

🎁 تقدیم با عشق، نور و حضور